دانلود اپلیکیشن اندروید لری پدیا


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حرف ت (208 واژه)
#1
نام مردانه
تنها، منزوی

-
taapoo
محفظه ای درون دیوار زیر تاقچه که گندم را درون آن نگهداری می کردند
-
tata
عمو
نسبت فامیلی
عمو. نسل جدید بیشتر عامو می گویند
نسبت فامیلی
عوزاده. نسل جدید بیشتر عاموزا می گویند
نام مردانه
نام کوهی در چهار محال و بختیاری
نام مردانه
همچون صخره، سخت و مقاوم
نام مردانه
برابر، همسان، میزان
-
teten
توتون
-
tederg
تگرگ
-
tor
غلتاندن
-
torat
تاختن اسب (واژه انگلیسی وجود دارد)
-
terast
تراشید
-
torb
ترب
-
tarap-turup
سرو صدائی که از زدن دست به چیزی حاصل میشود
-
torbe
توبره
-
torbe ga
ترب گاوی نوعی علف پهن برگ است
-
tartelik
خیس شدن
-
tertenid
کله پاچه را با اتش پرزوپشم انرا سوزانیدن
-
terzesan
سوختن
-
برگه زردآلو
-
troshpla
آب کش، تراوش پیاله
-
tarasok
قریه ای است در مرغا، ایذه، که چاههای متعدد نفت در ان منطقه حفاری شده است
-
پرت شدن قطرات اب
-
terekest
ترکید
-
torokest
آهسته راه رفت
-
toerkash
حمل
رایج در گویش مینجایی
-
tarke
شاخه چوب باریک
-
tarke bazi
یکنوع بازی محلی است
-
tornat
گیسوهایت
-
torneh
گیسو
نام زنانه
-
torosak
نوعی سبزی است شبیه اسفناج که با ان اش درست می کنند
-
نوعی بوته
-
tarytol
تراکتور (ریشه انگلیسی)
-
tazbe
تسبیح
-
tazhga
آتشگاه
رایج در گویش مینجایی
-
tas
اتش، تیره
-
tase barq
رعد وبرق
-
Tash-e-Tong
آتش با حجم زیاد
-
tasdi
اتش و دود اتش علم کردن
-
tas gerehd
اتش گرفت
-
tash o bargh
آسمون غرمبه
-
tas o tave
اتش و تابه نان پزی
-
tash
آتش بر کردن
-
tas vand
اتش زد
-
tasar
نهیب زدن
-
tasar zey
نهیب داد
-
tasenekurkerd
اتش را خاموش کرد
-
tesni
گلو
-
tesni dard
گلو درد
-
تگرگ
-
tefaq
اتحاد و اتفاق
-
tofke
اب دهان
-
taqas
انتقام
-
taqes dervy
گندش در امد، ورشکست شد
-
taqest
کندوی چوبی زنبور عسل
-
taqe zey
ضربه زد
-
tak
تنها
-
tek
ساق ران، ساق پا
-
toek
قطره
رایج در گویش مینجایی
-
شکم
-
take tul
اساسیه
-
tak tik
کم به تعداد کم، بندرت
-
tok kerdan
چکیدن
-
tak o teyna
تک و تنها
-
takes
لاغر شد
-
takol
تابوی کوچک ارد
-
taknidan
تکاندن
-
take
مدفوع گاو
-
toke
چکه باران
-
take varvanden
مدفوع گاو را جمع اوری کردن
-
taku
نان پخته
-
teger
تگرگ
مزه ها
tal
1- تلخ 2- محل آغاز بازی و یا محلی که پایان بازی است
-
tol
تپه، سگ شکاری
-
tel
شکم، نوعی مخلوط سیر و کرفس و ماست
-
telanjevi
ترنجبین
-
telabe
دردسر، مصیبت
رایج در گویش مینجایی
-
telep
صدای افتادن چیزی به روی زمین
-
tolf
تفاله
-
telambar
رویهم انباشتن
-
talmit
کتل بستن بر روی اسب برای عزاداری، یا جاسازی روی اسب برای سوارشدن زنان
-
teland
بیعار
-
telangor
انگشت را با ضربه زدن
-
telangus
سیلی، بیماری اوریون
-
telnidan
پاچل کردن، له کردن
-
tolo
تعدادی گوسفند
-
talvareh
محل گذاشتن اثاثیه و رختخواب روی چهار پایه داربست
-
telydu
تپه ای که کودگاه باشد
-
telit
ترید، آبگوشت و نان
-
telisnid
شکست از طول
-
telise
بریده چوب یا سنگ
-
telin
شکمو
-
tom
تخم، مزه
-
tom harom
تخم حرام
-
tamarezu
آرزومند، آرزو به دل
رایج در گویش مینجایی
-
tamasa
مثل اینکه تونگو اینطوراست
-
tomb
برآمدگی
-
جفتک زدن الاغ
-
tombun
شلوار
-
tombun dabit
شلوار مرسوم در بختیاری (مشکی از پارچه دبیت)
-
tam tame
بقیه، باقیمانده
-
tamdar
دستگاه چوبی که قالی و گلیم را برای بافتن به آن می بندند
-
tamasok
سند، مدرک
-
tamana
احوالپرسی
-
کندو
-
tanderest
تندرست
-
tenaf
طناب
-
tonek
نازک
رایج در گویش مینجایی
-
tonoke
شورت، دله حلبی
-
teng
محکم، رگ
-
ریسمانی که از زیر شکم الاغ رد میشود
-
teng avi
رک شد، بلند شد
-
tange cel
زیربغل
-
Tang
محکم بستن چیزی مانند بار خر
-
tengestan
پریدن
-
tena menrit
ننک برتو باد (کنایه از کسی که گناهی مرتکب شود)
-
tanir
تنور
-
tanireh
دودکش
-
ta bandi
پیش غذا خوردن
-
باقیمانده غذا
-
tah mande
باقیمانده
-
tahde
تخته گهواره چوبی خاص منطقه بختیاری و عشایر
-
tahmere
مسخره
-
tao
تب
-
tu
اطاق
-
too
اتاق
من تو:توی اتاق
-
تب
-
tavabat
طبابت، معالجه
نام مردانه
صخره
-
taobor
تب بر، قرص تب بر
-
tupe kerde
امتلاء معده دارد
-
tavar
تبر
-
turtenid
سوزداد، دردکرد، تیر کشید
-
tureh
شغال
-
کوله پشتی چوپان
-
taori
تب خال که در اثر تب بوجود اید
-
taoves
ذوب شد
-
tavest
اب شد
-
tavestun
تابستان
-
taosard
تب مالاریا که بالرز همراه است
-
tao se yek
تب مالاریا چون هر سه روز یکبار تب و لرز می کند
-
tusgeli
گلو خاریدن و آب در گلوگاه خوردن
-
tosmal
رامشگر و نوازنده محلی
-
tuf
موج بزرگ در ساحل، دوغ پخته
-
took
پوست
رایج در گویش مینجایی
-
tavake
یکنوع بیماری گاوی (طبقه) بیماری کپلک
-
taogap
تب بزرگ، حصبه، تیفوئید
-
tol
پیشانی
رایج در گویش مینجایی
-
tao lazem
نوعی تب که ایجاد مصونیت می کند
-
tulaki
نشاء کردن برنج
طبیعت، خوراکی
tule
گیاهی است که برگهای پهن مدور دارد و خوردنی است
مکان
taole
مکانی است در مرغا، ایذه
-
taonidan
اب کردن، ذوب کردن
-
tave
تابه نان پزی
-
tave cori
نان و روغن و شکر مخلوط را روی تابه سرخ کردن
-
tavun
تاوان، غرامت
-
tevize
اش پال
نام مردانه
تیر انداز
-
titi
حرفی برای نوازش بچه بره یا بز
-
titenak
نوعی بازی است
-
tirah
چشم براه
نام زنانه
چشم گل
نام زنانه
کنار گل
-
timore
تاچریزی (بوته تاجریزی)
نام زنانه
چشم ناز
-
teynidan
تکان دادن
-
teyar
کامل، درست
نام زنانه
چشم آرا. روشنی چشم
-
tiyart
تئاتر، مسخره
نام
بدون چشم، کور
نام زنانه
چشمهایم. به معنی چشم هایم و در واقع به مفهوم عزیز دل یا همه چیزم می باشد
نام
چشمهایم برایش
نام زنانه
کسی که چشمهای نازی دارد
-
tit
توت، نیشگون گرفتن
-
چشم
-
titom rah
راه باریک
نام زنانه
چشم مادر
-
tir
تیر، چوب یا تیر اهن
-
tiyar
کیسه بافته ای که در آن نمک می ریزند
-
tir kerdan
انتخاب کردن گوسفند از میان گله
-
tir pus
سقف اطاق را با چوب وتیر اهن پوشاندن
-
tires kerd
تحریکش کرد
نام مردانه
چشم عسلی، آنکه رنگ چشم اش به زردی (رش) می زند
-
tire
شعبه ای از طایفه
-
tizao
تیزاب
-
tistar
بزجوان
-
Tighesht
پرتو
-
tif tif
باران کم کم امدن
-
tif kardan
مرغی که با پای خودش زمین را جستجو می کند
نام مردانه
tifun
طوفان، موج
نام مردانه
آخرین اتابک بختیاری
-
tig
پیشانی
-
tig nevest
سرنوشت
نام مردانه
خوش اقبال
-
tiges xeyreh
پیشانیش خیر و با شکون است
-
tiyal
چشمان
نام مردانه
عصای دست، تکیه گاه
-
tile gulu
بچه گربه
-
tilehgulu
بچه گربه
نام مردانه
اصل و نصب دار، اصیل
-
teyna
تنها
-
tiya
دیه، دیده، چشم
رایج در گویش مینجایی
-
tiye pal
چشم چران
-
teyeh teynidan
چشم را تکاندن برای درد چشم
-
tiye sur
چشم شور
-
teyvari
نامتعادل، یکطرفه
پاسخ
roseتشکر شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان